پای صحبتهای پدر جانبازِ یکی از قربانیان معدن مهماندویه/ این عزاداری «سنگین» است....
عمری گرد ذغالسنگ خوردم تا این بچه را بزرگ کنم که برای چندرغاز حقوق برود معدن و جنازهاش برگردد، آن وقت آقازادهها پورشه و بنز سوار شوند، بروند اروپا و آمریکا تفریح کنند و روی پر قو بخوابند؟
به گزارش خبرنگار ایلنا، «بچهام رفت، معدن روی دلمان داغ گذاشت، من طاقت این عزاداری را ندارم، پشتم شکست.....». آقای گیلکی، جانباز جنگ و کارگر بازنشستهی زمستان یورت، پدرِ داغدارِ «هانی گیلکی» و عموی«مهدی گیلکی» از قربانیان معدن مهماندویه دامغان است.
این پیرمرد روستایی که بعد از ۲۰ سال کار سخت در معدن ذغالسنگِ زمستان یورت و مجروح شدن در عملیات کربلای ۴ حالا ازکارافتاده و کاملاً خانهنشین است، حال و روز خوشی ندارد؛ صدایش به سختی شنیده میشود و لابلای اصوات دور، صدای نفس کشیدنهای سنگین و پردرد یک معدنچی قدیمیِ ذغالسنگ به گوش میرسد.