زندگی در حاشیه/ تنهایی عمیق زنان در دل بحران
تنهایی سرنوشت محتوم حدود ۲ میلیون زن از قبیل زهرا، شیوا، و همه آنهاییست که با نگاههایی ناامید و فروافتاده در دل جامعه سرگرداناند؛ زهرا، دستفروش متروی تهران میگوید: «حس تنهاییِ من پایان ندارد، گاهی فکر میکنم وسط چاهی عمیق بدون طناب نجات رها شدهام و از خود میپرسم اگر صدا بزنم، کسی دستم را میگیرد؟!....».
به گزارش خبرنگار ایلنا، کل ۱۲ روز جنگ را در تهران ماند، بر بالین مادر پیرش که این روزها کامل از پا افتاده است؛ بدون پول در خانه ماندند و به صداهای مهیبی گوش دادند که از پنجرهها، از درهای بسته و حتی از درزهای دیوارها به اعماق وجود آدم نفوذ میکرد. آنها در آن روزها هیچ جا نرفتند چون پولی برای سفر نداشتند: «برای این جمع زنانهی سهنفره، امنترین جا زیر سقف همین خانه است....».
ساناز، زنی که زندگی خود، دختر کوچک و بخشی از هزینههای مادرش را با فروش اینترنتی لوازم آرایش و لباس زنانه میگذراند، ساکن یکی از کوچههای خیابان استخر در تهرانپارس است، آپارتمان ۴۵ متری که به گفته خودش شانس آوردند از پدر به ارث رسید وگرنه هیچ سقفی بالای سر نداشتند.