ماجرای مبادله پیکر شهید «محسن حججی» به روایت شاهد عینی
«تا نگاهمان به پیکر افتاد، خشکمان زد... تمام آنچه بهعنوان پیکر شهید حججی تحویل داده بودند، دو کیلو استخوان بیشتر نبود! سر که نداشت. بقیه هم، استخوان کاملاً خالی از گوشت بود! فقط استخوان. در آن میان، پای راستش، فقط آنجا که داخل پوتین بود، کمی گوشت برایش باقی مانده بود. تمام پیکر، کلاً دو کیلو میشد...» روایت شاهد عینی ماجرای مبادله پیکر شهید محسن حججی، هنوز پر از درد است...
به گزارش ایلنا به نقل از فارس- مریم شریفی؛ تمام ایران، سراپا بغض و خشم بود. در کربلایی که این بار در سوریه تکرار شده بود، دلها پیِ یک جوان میگشت؛ جوان مدافع حرمی که با اسارت و شهادت دلخراشش توسط حرامیان داعشی، یکشبه شده بود نماد شجاعت و مظلومیت. در روزهای پر اشک و آه بعد از 18 مرداد سال 96، همه ایران فقط یک خواسته داشتند؛ بازگشت پیکر بیسرِ «محسن حججی»، همان رزمنده گمنامی که شد شاهد قسم حاج قاسم سلیمانی برای پایان دادان به حیات نحس داعش، آنجا که سردار در پیامی نوشت: «به حلقوم بریده این شهید عزیز راه اباعبدالله(ع) سوگند یاد میکنیم که از تعقیب این شجره ملعونه و نابودی این غده خطرناک برآمده در پیکر جهان اسلام تا آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست...»*(ماجرای دیدار حاج قاسم سلیمانی و محسن حججی)
حاج سیفالله حاجی حسینی، بیآنکه بپرسم، به سؤال بزرگی که ذهنم را مشغول کرده، پیشاپیش جواب میدهد؛ به این پرسش که چرا حزبالله، برای تحویل پیکر شهید حججی پیشقدم شد و مبادله پیکر او را جزء شروطش برای توافق با داعش قرار داد؟ حاجی که شاهد عشق عمیق نیروهای حزبالله به ایران و ایرانی بوده، در ادامه میگوید: «تمام ماجرا، به محبتی برمیگردد که در قلب بچههای حزبالله نسبت به ایران وجود داشت. آنها میدانستند مردم ایران چقدر مشتاق و پیگیر پیدا شدن پیکر شهید حججی هستند. به همین دلیل، برای توافق با داعش شرط کردند باید پیکر شهید حججی را هم تحویل بدهند. این عشق تا آنجا بود که حتی آزمایش دیانای روی پیکر شهید حججی را هم خودشان انجام دادند! نیروهای حزبالله وقتی پیکر را از داعش تحویل گرفتند، بهسرعت ترتیب انجام آزمایش دیانای را دادند و سرِ ۷۲ساعت هم جوابش را که هویت محسن حججی را تأیید میکرد، برای ما آوردند.»