ممنوعیت زنان از کار و آموزش در افغانستان؛ زندگی یک معلم زن را چگونه تغییر کرد؟
نرگس، معلم پیشین دورهٔ لیسه در کابل، با بیش از پانزده سال تجربه، در سالهای پیش از حاکمیت طالبان روزهایش را با نظم و علاقه آغاز میکرد، صبحها پیش از طلوع آفتاب بیدار میشد، پس از نماز چای صبح را آماده میساخت و کتابها و یادداشتهای درسیاش را مرتب میکرد.
او میگوید مکتب تنها محل کارش نبود؛ جایی بود که هویت حرفهایاش شکل میگرفت و معنای روزهایش در آن تعریف میشد.
نرگس که اکنون ۵۶ ساله و مادر سه فرزند دختر و پسر است دربارهٔ آن روزها میگوید:
«زمانی که وظیفه داشتم صبحوقت پس از نماز، مصروف آمادگی مکتب میشدم چای صبح را آماده میکردم بخاطر رفتن اولادها به مکتب و پوهنتون و خودم به بسیار علاقمندی خود را ساعت شش و نیم بجه به مکتب میرساندم و با شوق به صنف میرفتم بسیار زیاد خوش بودم پول حلال بدست میآوردم.»
نرگس میگوید صدای ورقزدن کتابها، پرسشهای پیدرپی شاگردان و همهمههای میانصنفی، بخش جداییناپذیر زندگی روزمرهٔ او بود.
«تا زمانی که در مکتب میبودم هیچوقت احساس خستگی نمیکردم به وظیفهام به بسیار علاقمندی میرفتم و خانه میآمدم و مصروف بودم.»
اما این روند دوام نیاورد؛ پس از بازگشت دوبارهٔ طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، محدودیتهای گسترده بر آموزش دختران و کار زنان اعمال شد، نرگس نیز از این محدودیتها مستثنی نماند، با این حال او میگوید که پس از سال اول حاکمیت طالبان دوباره اجازه یافت مدتی برای صنفهای چهارم تا ششم دختران تدریس کند.
«مدت بیکار و بیسرنوشت بودم بعدا برای شاگردان صنف ۴ تا ۶ تدریس میکردم که روزانه به چهار تا پنج صنف که ۳۰ تا ۳۵ شاگرد داشت درس داشتم.»
اما آن فرصت نیز از او گرفته شد، به گفتهٔ نرگس از این که ممنوعیت آموزش بالاتر از صنف شش دختران ادامه یافت او هم وظیفهاش را از دست داد و اکنون خانه به تنها محیط روزمرهٔ او مبدل شده است.
«چون همهگی میروند و در خانه تنها میمانم بسیار زیاد سر روحیهام تاثیر منفی گذاشته است، فعلا بسیار زیاد جگرخون هستم هم از لحاظ اقتصادی و هم معنوی یک ضربه است در این شرایط وضعیت زنان در افغانستان و این که حالا در خانه ماندهام حیران هستم چه کنم.»
پیامدهای این تغییر تنها به نرگس محدود نمانده است، او میگوید پسرش در یک پوهنتون خصوصی درس میخواند که پیش از این، بخشی از مصارف تحصیل او با درآمد مادرش تأمین میشد.
«یکی از اولادهایم پوهنتون شخصی میخواند که من بوسیلهٔ معاش خود فیس، مصارف رفتوآمد و قرطاسیهاش را میپرداختم حالا کاملا حیران ماندهام چه کنم.»
کاهش درآمد خانواده، نگرانی دربارهٔ آیندهٔ تحصیلی فرزند و از دست رفتن نقش اجتماعی، سه فشاری است که نرگس همزمان تجربه میکند.
از اگست ۲۰۲۱ به اینسو، میلیونها دختر از آموزش متوسطه و پوهنتون در افغانستان محروم شدهاند و زنان در بسیاری از ادارههای دولتی و غیردولتی با محدودیتهای جدی روبهرو شدهاند.
نهادهای بینالمللی، از جمله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)، بارها هشدار داده که این سیاستها نقض حقوق اساسی زنان و دختران است و پیامدهای درازمدت اجتماعی و اقتصادی برای افغانستان خواهد داشت.
نرگس نیز با اشاره به همین وضعیت به رادیو آزادی میگوید:
«خشونت علیه زنان به اوج خود رسیده، به بهانههای مختلف طبقهٔ اناث را از هر جا حذف میکند و حالا معلمین را به بهانهٔ این که از دورهٔ لیسه هستند حذف کرده و خانهنشین ساختهاند.»
از سوی دیگر، مقامهای طالبان تأکید میکنند که حقوق زنان در چهارچوب شریعت اسلام تأمین است. با این حال، روایتهایی مانند زندگی نرگس نشان میدهد که محدودیتهای موجود چگونه مسیر حرفهای و اجتماعی هزاران زن را متوقف کرده و بر زندگی خانوادههای آنان نیز سایه انداخته است.
با وجود همهٔ این چالشها، نرگس هنوز امیدش را از دست نداده و در تلاش است تا کاری پیدا کند.
«بازهم من بیکار ننشستهام از طریق شبکههای اجتماعی در جستجوی این هستم که یک مصروفیت برای خود پیدا کنم چرا که من هیچوقت بیکار نبودهام و بیکاری برای من بسیار سخت تمام میشود.»
بسیاری از زنان افغان پس از حاکمیت طالبان در افغانستان، از فعالیتهای آموزشی و حرفهایشان محروم شدهاند، اما شماری از آنان همچنان امیدوارند که بتوانند دوباره به عرصهٔ کار و آموزش بازگردند.